|
|
ماه شب من که مذهب من ابالفضله ابالفضله
ابرو کمون و پهلوونه یه خال داره به روی گونه تو خوشگلا رود زبونه ماه شب من........................-------------------------------------------------------------------------- تویی آنکه سکه سلطنت زده حق به نام تو یا علی یک یل فقط دارد یلان آن هم علی مرتضی ست یک شمع و دارد عاشقان آن هم علی مرتضی ست
ابرو چو بر هم می کشد یکباره طوفان می کند سر میزند پا می زند حیدر چو خنجر می کشد حیدر مدد حیدر مدد حیدر مدد حیدر مدد---------------------------------------------------------------------------- یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل منیه گوشه چشمتو بسه واسه حل مشکل منیه روزی میاد آقا جون که منم سگ تو باشمچشامو موقع مرگم زیر پات گذاشته باشمآقامن خودم میدونم لایق این حرفا نیستماما از شما چه پنهون از اهل زمونه هستمدل من عاشق می مونه دائم از شما می خونهمنو میشناسی آقاجون من همونم اون دیوونهتموم مردم دنیا ما رو می خونن دیوونهآره ما دیوونه هستیم بیخیال این زمونهتا وقتی عشق تو باشه اینا حرفه و بهونهاز عشق تو هلاکم این خطم اینم نشونه می شنوم صدای پاتو رو زمین قدم میزاریصدای رقیه میاد عمو جان کی آب میارییل کربلا ابالفضل قربون اون قد و بالاتفدای چشای نازت فدای خشکی لبهات----------------------------------------------------------------------- منم سگ کوی حسین دیوانه ی روی حسین کشته مرا کشته مرا تیغ دو ابروی حسین صفای بین الحرمین والله دیدنیه آب و هوای کربلا زینبیه زینبیه اون کسی رو که من دارم هیچ کی دیگه نداردش هر کی بیاد در خونش آقا نمیکنه ردش منت هیچ کس دیگه رو غیر حسین نمی کشم من دوست دارم ضریحتو با پنجه دل بگیرم اون قدر بگم حسین حسین تا که ز عشقت بمیرم وقتی که من تشنه میشم انگار توی علقمه ات ام آب و هوای من تویی دیوونتم دیوونتم --------------------------------------------
بچه بودم یه عکسی رو دیدم که خیلی دلرباست مرید فراوون داره و شفا خونه ی عاشقاست پرسیدم از بابام کیه چشمام گرفته عکسشو بونه گرفتم که بابا اونی که من میخواستمش همین آقاست پرسیدم از بابام کیه این گنبد کیه طلاست گفتش عزیزم پسرم این گنبد امام رضاست کبوتر دل منو تو حرمش هوا میکرد بین خودم تا حرمش با جون و دل پل می زدم هم اسب عکس خوشگلش با جون و دل زل می زدم یه ریزه گشته بود دلم برای دیدن آقا همش میگفتم زیر لب دوستت دارم امام رضا
باز این دلم هوای میخانه کرده ساقی نام شراب نابت دیوانه کرده ساقی آقا دلم تنگه برات قربون اون صحن و سرات پنجره فولاد رضا دل منو جلا میده ضریح خوشگل آقام برات کربلا میده
-----------------------------------------------
آهای اهل زمونه دلم داره بهونه دلمو عشق ابالفضل علی کرده دیوونهدلش قبله رازه چشاش کعبه می سازه به خدا مهدی زهرا به قد عموش می نازهآهای سلسله گیسو دلمو بردی به هر سو به دل همه حسینیا زدی با تیغ ابروآهای مشتی عالم نمک غم محرم اسم نازنین تو برا حسینه اسم اعظم-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دلبر به ما رسید جفا را بهانه کرد افکند سر به زیر حیا را بهانه کردآمد به بزم دید من تیره روز را ننشست برفت تنگی جا را بهانه کردرفتم به مسجد از پی نظاره رخش دستی به رخ کشید دعا را بهانه کردآغشنه بود دستش به خون عاشقان بسته دست خویش حنا را بهانه کرددوش آمدم به در خانه دلدار مه لقا در را ببست نماز عشا را بهانه کرددر شام ماه محرم چو دیدم آن صنم خندیدم و بگرسیت عزا را بهانه کردگفتم بیا عذابم کن ای حبیب خدا او اعتنا نکرد روز جزا را بهانه کرد.نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 توسط ميلاد السلام علیک یا ابا عبدالله نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 توسط ميلاد سید جواد ذاکر مشهورترین و غریب ترین مداح نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 توسط ميلاد
نام نام خانوادگی : ذاکرینام پدر : میر حبیبمشهور به : سید جواد ذاکر طباطباییتاریخ ولادت : سی ویکم شهریور ماه ۱۳۵۵محل ولادت : خوی ( یکی از توابع آذربایجان غربی)تاریخ فوت : پانزدهم تیر ماه ۱۳۸۵علت فوت : ابتلا به سرطان ریه (البته ایشان ۴۰ روز در حالت کما بوده و سپس به دیدار آقا یش شتافت.)نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 توسط ميلاد سید قبل از اینکه سکته کنه و بره تو کما زمان شیمی درمانش وصیت می کنه که {اگه من یه موقع از بین رفتم منو ابولولو خاکم کنید چون میخوام غریب باشم } ولی خیلی جالبه وقتی سید میره تو کما از خیلی جاها واسه دیدنش میان به بهشتی و از پلها میان بالا و خودشون رو به بخش مراقبت های ویژه می رسونن و از پشت شیشه یه بدن بی حرکت که افتاده رو تخت با چشمای بسته و قلبی که داره از سینه در میاد وبا یه عالمه شلنگ مواجه می شن و یه پارچه ی سبز که نصفه رو سید هست. نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 توسط ميلاد ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۵5 در شهرستان خوی از شهرستانهای اذربایجان غربی و در خانواده ای متدین و از سلاله حضرت زهرا (س) پسری به دنیا امد که نامش را ( میر محمد) نهادند. (نام اصلی و شناسنامه ای سید ،میر محمد بوده و در کودکی بیماری می گیره و احتمال مرگش وجود داشته پدرش سید حبیب ذاکری نذر امام جواد میکنه اگه بچه ام خوب شد اسمش را می زارم محمد جواد در ضمن فامیل اصلی سید هم طباطبائی است . ولی قدیم که پدرش خواسته شناسنامه بگیرد چون میر حبیب مداح و ذاکر امام حسین بود.نام خانوادگی را ذاکری انتخاب می کنه. سید از پدر و مادر ی که از سادات بودن متولد شده.از نسل طباطبائی در واقع سیدی دو شرفه محسوب میشه *پدر سید محمد جواد میر حبیب ذاکری نام داشت که وی از مداحان بااخلاص شهرستان خوی بود. * مادر وی که زنی مومنه و از سادات بود در همان دوران کودکی سید محمد جواد دارفانی را وداع گفت و سید محمد جواد از دوران کودکی از مهر مادری بی نصیب بود . * وی تا پایان دوران تحصیلی متوسطه در خوی بود و مداحی که در خاندان وی ریشه داشت را هم ادامه داد. *بعد از پایان تحصیلات برای کسب علوم حوزوی راهی قم شد و در مدرسه علمیه رضویه مشغول به تحصیل شد و مداحی را نیز ادامه داد. *سید محمد جواد پرچم دار سبکهای جدیدی از مداحی بود که بسیاری از مردم الالخصوص جوانان را به سوی هیئت ها میکشاند حتی جوانانی که تا قبل از آن انسی با هیئت ها نداشتند. همین کار او خیلی از کسانی که شناختی از اسلام واهل بیت نداشتن به هیت ها کشاند و خیلی مداحان جوانان تر و شهرستانی از وی الگو گرفتند. وی از این جهت انقلابی به راه انداخت که به جنگ تهاجم فرهنگی دشمنان و مخالفین اسلام و تشیع رفته بود * خیلی سریع نام سید ذاکر بر سر زبان ها افتاد و در دل خیلی از دوستدارانش جای گرفت.همین امر باعث شد بسیاری از افراد و جریانات که موقعیت خود را در خطر میدیدند و به وی حسادت میکردند برای وی مشکل ایجاد کنند تا جایی که سید مجبور به ترک مدرسه رضویه شد و تنها به مداحی ادامه داد. ارئه همین سبک ها به مزاج خیلی ها نمی ساخت مثلا برخی مداحان قدیمی تر و... * برای مداحی سید در تهران مشکل ایجاد کردند و در قم هم برای وی محدودیت ایجاد کردند . سید به دارالمومنین کاشان رفت از انجا به اصفهان و بعد از مدتی مجددا" به کاشان بازگشت و گهگداری در قم هم مداحی میکرد . ضمن اینکه سید بعد از ازدواج در قم و در شهرک قدس در منزلی اجاره ای سکونت داشت. *سید جواد خلوص نیت عجیبی داشت . بسیار فروتن و متواضع .به تهمت ها و افترای که به وی داده میشد جوابی نمی داد و از غیبت و تهمت زدن به دیگران دوری میجست. یه اشاره به اطرفیانش کافی بود تا جواب مخالفین را همه جوره بدهند اما خود سید با درگیری و دهن به دهن شدن با جاهلین مخالف بود * نزدیک به یک سال پیش میر حبیب ذاکر پدر سید محمدجواد به دیار باقی شتافت و برای اخرین با سید برای شرکت در مراسمات ترحیم پدر به خوی رفت .و این اخرین حضور وی در زادگاهش بود . زیرا خیلی سریع علایم بیماری سرطان در وی هویدا شد . *بعد از سپری کردن دوران شیمی درمانی برای اولین بار سید در روز عید غدیر در هیئت جنت الحسین (ع) حضور پیدا کرد و اخرین حضور وی روز ۲۸ و ۲۹ صفر در سال ۸۵ در مشهد مقدس و در حضور هیئت زنجانیها بود . * بیماری سید به اوج رسید و وی در اوایل خرداد ماه در اثر از کار افتادن سلولهای مغز در کما فرو رفت و بعد از حدود ۴۰ روز در ساعت ۲ بامداد شانزدهم تیر ما ه ۱۳۸۵ در بیمارستان میلاد تهران به دیدار معبودش شتافت نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 توسط ميلاد |